جـذبه

مي‌كشد امشب مرا جذبـــه هو

مي‌بــرد امشب مـرا در پيش او

 

مي‌كشد هم جـــان و اندام مرا

مي‌بـرد آخــر سرانجـــام مرا

 

مي‌روم هوهو كنـان من سوي او

تا شـوم هم روي او هم بـوي او

 

مي‌كشم از جان و دل هويي بلند

تا برد جســم و جوارح با كمنـد

 

نعـــره‌اي از دل برآرم من دمي

تا بــرد يارم مـــرا در عـالمي

 

اندك اندك در پي‌جـانان شـوم

خارج ازجسم و مكان وجان‌ شوم

 

مي‌كشد آن دلستــان موي مرا

مي‌برد با خـود همي خــوي مرا

 

چيست اي عباس اين ميل جنون

جذبـه يا نور است يا حـال درون

عباس شهرياري

 


اشعار عرفاني

صفحه شروع