نجوا با امام زمان

شوق تو در دل كه مــأوا مي‌كند

نقطـة وحدت مصفــــا مي‌كند

 

شوق تو در دل چو خـانه مي‌كند

مسلخ عشق را نشـــانه مي‌كند

 

دل ز شوقت تا كــه زاري مي‌كند

باغ دل را آبيــــاري مي‌كنـــد

 

دل به شوقت هم كه نجوا مي‌ كند

سّر عشقت را هويــــدا مي‌كند

 

دل كه از شوقت مناجـات مي‌كند

ذكر حق را در خرابـــات مي‌كند

 

شوق تو در دل كه آشوب مي‌كنـد

پير را در سيــر مجذوب مي‌كند

 

شوق تو دل را كه بي‌تاب مي‌كنـد

ريشه‌هاي عشق سيـراب مي‌كند

 

شوق تو در دل چو افسون مي‌كند

عقل را در عشق مجنـون مي‌كند

 

شـوق تو عبــاس تولاّ مي‌كنــد

غيـر عشقت را تبــرّا مي كنــد

استاد عباس شهرياري

 


اشعار عرفاني

صفحه شروع