نمـاز

هاتف كعبه و منا زند صـدا صـدا مــرا

وقت اذان و هم ثنا برد مرا سوي خــدا

 

از بهر الطاف خدا با سجده‌اي سوي خدا

شاكر شوم من از خدا در بندگي بي ادعا

 

با قصـد قـربت و فنـا با قالب و با ذره‌ها

ذاكر شوم ذكر خدا وضـو نمايم با رضــا

 

كعبه بود ميعــاد‌گاه يا زادگاه مرتضـي

واصل شدن به كبريا با مظهر لطف خـدا

 

با سنت دين خدا آيم به محراب از رضـا

با عجز و با ايثارها وقت توصـل باخــدا

 

خوانم اقامه درخفا تكبيــر گويم با صدا

جز حق نباشد رهنما حق مصدر ايثـارها

 

با ‹‹ لا ›› شوم از خودجدا الاّ شوم ازماسوا

خالي زكثرت هم ز جـا با گفتن نـام خدا

 

عباس شده درحق فنا وقت نمازش بارها

باشد مدد از مرتضي آن رهبر و آن رهنما

استاد عباس شهرياري

 


اشعار عرفاني

صفحه شروع