سوز دل

بيائيد عاشقــان با هم بناليــم

به سوز دل مناجاتي بخوانيــم

 

رها گرديم و ذكر از دل بگوئيـم

به اشك ديده،دل از غم رهـانيم

 

بيـا با هم رويــم در كــوي الله

مدد گيريـم و نفس از دل برانيم

 

بيا با هم شويم در جمــع رندان

كه دل از غير جانان وا رهانيــم

 

بيا باهم بنوشيم از خــم عشـق

كه در مستي ز كثرت دور مانيـم

 

بيا سالك به رسم حق پرستــي

به راه هو رويــم تا وا نمانيـــم

استاد عباس شهرياري

 


اشعار عرفاني

صفحه شروع