جستجو :

شجره الاولياء

 

از وصيتهاي حضرت مولي به امام حسن(ع)

اي فرزندم من ترا وصيت و سفارش مي‌كنم به پرهيزكاري و ترس از خدا، و بملازمت امر و فرمان او، و به آباد داشتن دل خود بياد او و به چنگ زدن به ريسمان او، و كدام سبب و رشته‌اي از سبب و رشته‌ي بين تو و خدا استوار تر مي‌باشد اگر به آن دست اندازي؟

دلت را به موعظه و اندرز زنده‌دار، و به زهد و پارسائي بميران، و به يقين و باور توانائي ده، و به حكمت روشن نما، و بياد آوري از مرگ ذليل و خوار گردان باقرار بفناء و نيست شدن وادار، و به بديها و دردهاي دنيا بينا كن و به هجوم آوردن روزگار و زشت گردي شبها و روزها بترسان، و به اخبار گذشتگان آشنا كرده و به يادش آور آنچه به پيش از تو از پيشينيان رسيده است، و در سراها و بازمانده‌ها و نشانه‌هاي ايشان گردش كن، پس ببين چه كردند، و از چه جايي انتقال يافتند، و كجا فرود آمده‌ جا گرفتند، خواهي يافت ايشانرا از دوستان جدا شده و در سراي تنهايي فرود‌ آمده‌اند، و چنانست كه تو در اندك زماني يكي از آنان خواهي بود، پس منزل و آرامگاه خود را درست كن، و آخرتت را بدنياي خويش مفروش، و در چيزيكه نمي‌داني سخن مگو، و در‌آنچه به تو مربوط نيست گفتگو مكن، و از راهي خودداري كن كه از گمراهي آن بترسي، زيرا خودداري در هنگام سرگرداني گمراهي بهتر است از انجام دادن كارهاي ترسناك،به نيكوكاري امر كن تا اهل آن گردي، و بدست وزبانت ناپسنديده را نهي نما،و به تلاش و كوشش خودت جدايي كن از آنكه آنرا بجا آورد، و در راه خدا جهاد كن جهادي كه شايسته‌ي او است و در راه خدا از سرزنشِ سرزنش كننده باك نداشته باش و براي حق هر جا به هرسختي باشد اقدام كن و در دين كسب دانش نما و خود را به شكيبايي بر نامطلوب عادت ده، و نيكو خويي است شكيبا بودن در راه حق و در همه‌ي كارها نفس خود را بخداي خويش واگذار، زيرا تو آنرا وا مي‌گذاري در پناهگاهي كه نگاهدارنده،‌ و جلوگيري كه توانا است، و در درخواست نمودن فقط از پروردگارت بخواه زيرا بخشيدن و نوميد ساختن بدست او است، و طلب خير و نيكويي بسياركن، و در وصيّت و سفارش من فهم و انديشه بكار بر، و از آن رو بر مگردان، زيرا نيكوترين گفتار سخني است كه سود دهد و بدان نيكويي نيست در دانايي كه سود ندهد، و سود برده نمي‌شود از علمي كه آموختن آن شايسته نيست.

اي پسر بهترين آنچه تو از وصيت من فراگيري پرهيزكاري و ترس از خدا است، و اكتفا كردن به آنچه خدا به تو واجب گردانيده، و فرا گرفتن آنچه بر آن گذشته‌اند پيشينيانت از پدران و خويشاوندان نيكوست زيرا ايشان انديشه‌ي بينايي خود را ترك نكردند چنانكه تو در فكر و انديشه‌اي، پس در نتيجه انديشه آنانرا به فرا گرفتن آنچه شناختند و باز ايستادن از آنچه مكلف نشده بودند وارد ساخت پس اگر نفس تو سرباز مي‌زد از اينكه آنچه خويشاوندان تو بر آن گذشتند بپذيرد و بدون آنكه بداند همچنانكه آنان دانستند بايد خواست تو در آن طلب فهم و تحصيل علم و دانايي باشد نه اينكه در شبهات افتاده در جدل و زد و خوردها فرو روي و پيش از نظر و انديشه‌ي در آن ابتدا كن به كمك خواستن از خداي خود، و برو آوردن به او براي كامروا شدن خويش و تبرك هر بدي كه ترا در شكّ و شبهه اندازد، يا بضلالت و گمراهي رساند، پس هرگاه باور كردي كه دلت صاف و پاك گشته و فروتن و فرمانبردار است، و انديشه‌ات كامل گرديده و گردآمده و كوشش تو در آن به يك قصد باشد، بنگر و انديشه كن در آنچه براي تو بيان كردم ، و اگر براي تو آنچه دوست مي‌داري از آسودگي نظر و انديشه‌ات گرد نيامده بدان تو مانند شتري كه پيش رويش را نبيند در خَبْط بوده بينا نيستي، و در تاريكيها مي‌افتي، و طالب دين نيست كسيكه خبط كرده براه ندانسته رود، يا حق را به باطل بياميزد و درنگ در چنين حال به عقل و علم نزديكتر است.

و اي پسر من وصيت و سفارشم را درياب، و بدان آنكه مرگ در اختيار او مي‌باشد زندگي هم در اختيار او است، و آفريننده ميراننده است، و نيست كننده بازگرداننده است، و گرفتار كننده رهاننده است و دنيا پا برجا نمانده مگر بر آنچه خدا براي آن قرار داده از بخششها و آزمايش و پاداش در روز رستخيز، و بر آنچه خواسته از آنچه نمي‌دانيم، پس اگر چيزي از اُمور بر تو مشكل شد آنرا بر ناداني خود به آن پندار، زيرا تو در نخستين بار آفرينشت نادان بودي پس دانا شدي، و چه بسيار است چيزي كه تو به آن ناداني و انديشه‌ات در آن سرگردان بوده، و بينائيت در آن گمراه است، پس از آن به آن بينا گردي، پس چنگ زن به ايجاد كننده و روزي بخشنده و آفريننده‌ي اندام زيبايت، و بايد پرستش و بندگيت براي او،و رو آوردنت به او، و ترست از او باشد.

نهج البلاغه

تاريخ نگارش :3 / 03 / 1385     زمان نگارش : 7:22:37 P.M.



صفحه شروع   |   شجره الاولياء